اخبار > يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ



 

کد خبر:٣٩٦٩٩٣بازدید:1246تاریخ درج:يکشنبه ٢٤ دی ١٣٩٦

 يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ

با قرآن

 

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ وَ لا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ أَنْ تَحْبَطَ أَعْمالُكُمْ وَ أَنْتُمْ لا تَشْعُرُونَ (2)

اى كسانى‏كه ايمان آورده‏ايد صداى خود را از صداى پيامبر فراتر نكنيد و در برابر او بلند سخن مگوئيد (و داد و فرياد نزنيد) آنگونه كه بعضى از شما در برابر بعضى مى‏كنند مبادا اعمال شما نابود گردد در حالى كه نمى‏دانيد.

إِنَّ الَّذينَ يَغُضُّونَ أَصْواتَهُمْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ أُولئِكَ الَّذينَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوى‏ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ عَظيمٌ (3)

بى‏ترديد كسانى كه صدايشان را نزد رسول خدا پايين مى‏آورند، همانان هستند كه خدا دل هايشان را براى پرهيزكارى امتحان كرده، آنان را آمرزش و پاداشى بزرگ است.

إِنَّ الَّذينَ يُنادُونَكَ مِنْ وَراءِ الْحُجُراتِ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ (4)

همانا كسانى‏كه تو را پشت حجره‏ها بلند صدا مى‏زنند اكثرشان نمى‏فهمند.

وَ لَوْ أَنَّهُمْ صَبَرُوا حَتَّى تَخْرُجَ إِلَيْهِمْ لَكانَ خَيْراً لَهُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحيمٌ (5) سوره حجرات

و اگر صبر مى‏كردند تا خود به سراغشان آئى براى آنها بهتر بود و خداوند آمرزنده و مهربان است.

شأن نزول آيات:

از ابن اسحاق نقل شده است كه: قوله (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ‏) تا (غَفُورٌ رَحِيمٌ‏) در باره گروهى از تميم نازل شده است كه عبارت بودند از عطارد بن حاجب بن زراره در ميان افرادى از اشراف بنى تميم از آن جمله اقرع بن حابس، و زبرقان بن بدر، و عمرو بن اهتم، و قيس بن عاصم و اينان‏ همراه جمعيتى فراوان وارد مسجد شدند و از پشت در حجره‏ها فرياد زدند كه اى محمد بيا بيرون نزد ما، اين حركت پيامبر را ناراحت كرد، پيامبر بسوى آنان رفت، آنان گفتند: ما آمده‏ايم تا با تو بمفاخره بپردازيم، اجازه بده تا شاعر و گوينده ما شروع كند، حضرت فرمود: اجازه دادم، عطارد بن حاجب بپاخواست و گفت:

(سپاس خداى را كه ما را پادشاهانى قرار داد، اين خود يك عنايت است كه بما كرده است، و سپاس خدايى را كه بما اموالى فراوان داده است كه با آن اعمالى نيك انجام مي­دهيم، و ما را گراميترين مردم مشرق زمين ساخته است، و تعداد و تجهيزات ما را بيشتر قرار داده است، اينك چه كسى مانند ما است در ميان مردم؟ هر كس مي­خواهد با ما مفاخره كند مانند امتيازاتى كه داريم بر شمرد، و اگر به خواهيم بيش از اين خواهيم شمرد ولى ما از زياده‏گويى شرم داريم سپس گوينده نشست.

حضرت رسول  صلی الله علیه و آله به ثابت بن قيس بن شماس فرمود: برخيز و پاسخ او را بده، ثابت بپاخواسته گفت:

(سپاس پروردگارى را كه آسمانها و زمين آفريده او هستند، و در آنها فرمانى خود را جارى ساخت، و دانش او بر كرسى قدرتش احاطه داشته، هيچ نعمتى نيست مگر از بخشش او است، و از بخششهاى او است كه بما قدرت بخشيده، و از بهترين بندگانش پيامبرى برگزيده كه از همه نسبش گراميتر، گفتارش راست‏تر، شرافتش بيشتر مي­باشد، و بر او كتابى نازل فرموده او را بر بندگانش امين ساخته است، و او برگزيده خدا است بر جهانيان، سپس اين پيامبر را بسوى ايمان خدا فرا خواند، و مهاجرين از قومش و بستگانش كه شريفترين مردم و بهترين چهره‏ها بودند به او ايمان آوردند، و اولين گروه مردم كه دعوت او را پذيرفتند ما بوديم، ما ياوران رسول خدا  صلی الله علیه و آله و پاسداران‏ او هستيم، با مردم مي­جنگيم تا ايمان آورند، هر كس به خدا و رسولش ايمان آورد مال و جانش در امان است، و هر كس پيمان‏شكنى كند، هميشه در راه خدا با او جهاد ميكنيم، و كشتنش براى ما ساده است، اين سخنان را ميگويم و از درگاه خداوند براى مردان و زنان با ايمان آمرزش مي­خواهيم، و السلام عليكم).

سپس زبرقان بن بدر بخواندن اشعارى پرداخت، كه حسان بن ثابت به پا سخگويى او پرداخت، پس از آنكه حسان از گفتارش فارغ شد، اقرع گفت: اين مرد هم گوينده‏اش از گوينده ما قويتر بود، و هم شاعرش از شاعر ما هنرمندتر بود، و نيز صداى آنان بر صداى ما تفوق داشت، پس از اتمام برنامه پيامبر خدا  صلی الله علیه و آله به آنان جوائز خوبى داد، و همگى اسلام آوردند، ابى حمزه ثمالى و عكرمه و ابن عباس گفته‏اند: (اينان مردمى بودند از بنى الغبر كه پيامبر  صلی الله علیه و آله تعدادى از آنان را باسارت گرفته بود، آمده بودند تا با پرداخت فديه آنان را پس بگيرند، و بدين منظور وارد مدينه شده به مسجد آمدند و عجله داشتند كه پيامبر  صلی الله علیه و آله زودتر نزد آنان بيايد، و لذا مي گفتند: اى محمد نزد ما بيا).

معناى آيات:

«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا» زراره از حضرت باقر علیه السلام روايت نموده است كه فرمودند: (هنوز شمشيرها از غلاف بيرون نيامده بود، و صفهاى نماز و جنگ آراسته نشده بود، و هنوز اذان بلند گفته نمي­شد، و هنوز خداوند (يا ايها الذين آمنوا) را نازل نكرده بود كه فرزندان قبيله اوس و خزرج اسلام آوردند.

«لا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ» بين يدى عبارت است از جلو رو، زيرا بين دو دست انسان پيش روى انسان است، و باين معنى است كه در هيچ كارى بدون خدا و رسول تصميم‏گيرى نكنيد، و در امر و نهى آن كار عجله نكنيد.

و قدم در اينجا بمعنى تقدم است و لازم مي­باشد.

از زجاج نقل شده است معنى آن اينست كه عبادات خود را پيش از وقتى كه خداوند و رسول تعيين كرده‏اند انجام ندهيد، تا آنجا كه گفته‏اند پيش از رسيدن وقت زكات پرداخت آن جايز نيست.

بعضى گفته‏اند يعنى: به كسى اجازه ندهيد جلوى رسول خدا صلی الله علیه و آله راه بروند:

بلكه پشت سر او راه برويد، و هميشه گفته‏ها و اعمال خود را از سخنان و افعال او عقب نيندازيد.

حسن گفته است اين آيه در مورد كسانى نازل شده است كه قربانى خود را پيش از نماز عيد ذبح كرده بودند، حضرت رسول  صلی الله علیه و آله به آنان دستور داد تا باره قربانى كنند.

ابن عباس گويد: با اين آيه نهى شده بودند كه پيش از پيامبر سخن نگويند، يعنى: هنگامى كه در مجلس رسول خدا  صلی الله علیه و آله نشسته‏ايد و در باره مسأله‏اى از حضرت ميپرسند، پيش از حضرت به­ جوابگويى نپردازيد، تا قبلا حضرت خودش جواب بدهد.

از كلبى و سدى نقل شده است كه يعنى: پيش از حضرت گفتارى و كردارى انجام ندهيد تا اينكه به شما فرمان بدهد.

ولى بهترين نظر آنست كه آيه را حمل بر همه اين وجوه كنيم، زيرا هر چيز كه خلاف دستور خدا و رسول باشد اگر انجام داده شود يك نوع جلو افتادن از پيامبر صلی الله علیه و آله ميباشد و ممنوع است.

«وَ اتَّقُوا اللَّهَ» يعنى: از گناه و نافرمانى خداوند دورى جوييد.

«إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ» خداوند گفته‏هاى شما را ميشنود، و از كردارتان‏آگاه بوده شما را به مكافات اعمالتان خواهد رسانيد.

«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ» زيرا بلند كردن صدا بيشتر از صداى پيامبر از دو حال بيرون نيست يا يك نوع سبك شمردن آن حضرت است كه موجب كفر خواهد شد، يا يك نوع بى‏ادبى نسبت به حضرت است، اين نيز بر خلاف احترام پيامبر است كه به ما دستور داده‏اند.

«وَ لا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ» يعنى: هنگام گفتگو با حضرتش و در مجلس او صداى خود را كوتاه كنيد، زيرا او مانند شما نيست و از هر جهت تعظيم او لازم است.

بعضى گفته‏اند يعنى: همانطور كه همديگر را صدا ميزنيد هنگامى كه با پيامبر كار داريد نگوئيد اى محمد، بلكه او را با تجليل و احترام صدا زده بگوئيد يا رسول اللَّه.

«أَنْ تَحْبَطَ أَعْمالُكُمْ» يعنى از ترس اعمالتان از بين رود، يا براى آنكه اعمالتان از بين نرود، گفته شده است كه در قرائت عبد اللَّه (فتحبط اعمالكم) آمده است.

«وَ أَنْتُمْ لا تَشْعُرُونَ» يعنى: شما نمي­دانيد كه با بلند نمودن صداى خود در برابر صداى پيامبر و ترك احترام حضرتش اعمال خود را از بين مي­بريد.

انس مي­گويد: هنگامى كه اين آيه نازل شد ثابت بن قيس گفت: اين من بودم كه صدايم را از صداى پيامبر  صلی الله علیه و آله بلندتر مي­كردم و با صداى بلند با او حرف مي­زدم، اعمالم باطل شده من از اهل جهنم خواهم بود، و ثابت داراى صدايى بلند بود، اين جريان را براى حضرت رسول  صلی الله علیه و آله توضيح دادند، حضرت فرمود: او از اهل بهشت است.

اصحاب ما مي­گويند: معنى (أَنْ تَحْبَطَ أَعْمالُكُمْ‏) آنست كه ثواب اين عمل از بين خواهد رفت، زيرا اگر آنان اين عمل را به­صورت تعظيم پيامبر  صلی الله علیه و آله و توقير او انجام داده بودند استحقاق ثواب مي­داشتند، ولى از آنجا كه اين عمل را بر خلاف اين برنامه انجام داده‏اند شايسته عقاب و مجازات شده از اين پاداش محروم ميباشند، و بدين جهت عمل آنان از بين رفته است، بنا بر اين آيه مربوط به اهل عذاب نيست و نيز از آنجا كه خداوند بزرگ احباط را در اين آيه بخود عمل مربوط ساخته است، در حالى كه مفسرين ديگر احباط را به كسى كه با عمل استحقاق يافته است مربوط دانسته‏اند، و اين نوع تفسير خلاف ظاهر است، سپس خداوند كسانى را كه پيامبر  صلی الله علیه و آله را مورد احترام و تنظيم قرار داده‏اند مدح كرده مي­فرمايد:

«إِنَّ الَّذِينَ يَغُضُّونَ أَصْواتَهُمْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ» يعنى: آنان كه بمنظور احترام پيامبر صلی الله علیه و آله در مجلس او صداى خود را كوتاه مى‏نمايند.

«أُولئِكَ الَّذِينَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوى‏» از قتاده و مجاهد نقل شده است يعنى: خداوند دلهاى مؤمنين را مورد امتحان قرار داده و آنها را براى تقوى خالص ساخته است.

امتحان دلها يك امتحان معنوى است كه از امتحان طلا به وسيله آتش كه آن را ذوب نموده غش آن را جدا كرده خالص آن باقى مى‏ماند.

بعضى گفته‏اند يعنى: خداوند از نيتهاى خالص آنان آگاه بود، زيرا انسان چيزى را امتحان مي­كند تا از حقيقت آن آگاه شود.

بعضى گفته‏اند يعنى: با آنان به سبك امتحان كننده رفتار كرد چون آنان را به اين نحو عبادت دستور داد و از امتحان خوب در آمدند، همانگونه كه طلاى خالص بوسيله آتش جدا مي­شود.

«لَهُمْ مَغْفِرَةٌ» آمرزشى از خدا براى گناهانشان.

«وَ أَجْرٌ عَظِيمٌ» و پاداشى بزرگ براى فرمانبرداريشان، آن گاه پيامبر  صلی الله علیه و آله را مورد خطاب قرار داده مي­فرمايد:

«إِنَّ الَّذِينَ يُنادُونَكَ مِنْ وَراءِ الْحُجُراتِ» كه ستمگران طايفه بنى تميم هستند و نميدانستند پيامبر صلی الله علیه و آله در كدام حجره است لذا اطراف حجره‏ها گشته او را صدا مي­زدند.

«أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ» خداوند آنان را به نادانى و كم فهمى و كم عقلى توصيف كرده است چون قدر پيامبر را نميدانستند و از ميزان احترام او خبر نداشتند، لذا مانند چهارپايان بى‏عقلند.

«وَ لَوْ أَنَّهُمْ صَبَرُوا حَتَّى تَخْرُجَ إِلَيْهِمْ لَكانَ خَيْراً لَهُمْ» يعنى: اگر صبر ميكردند تا بطرف آنان بروى آنان بهتر بود از اينكه از پشت حجره‏ها تو را صدا بزنند، براى دينشان بهتر بود كه ثواب ميبردند، و براى دنيايشان بهتر بود كه در برخورد با پيامبرشان مؤدب بوده در زمره عقلاء به شمار مى‏آمدند.

بعضى گفته‏اند يعنى: اگر مؤدب بودند اسيرانشان را بدون فديه آزاد ميكردى، زيرا رسول خدا  صلی الله علیه و آله در جنگ تعدادى از مردم بنى الغبر را اسير كرده بود، بستگانشان براى آزاد كردنشان آمده بودند، حضرت نصف آنان را بدون وجه آزاد كرد و نصف ديگر را در مقابل گرفتن وجه آزاد فرمود، اين آيه مي­فرمايد: اگر آنان صبر مي­كردند و رعايت ادب داشتند تو همه آنان را بدون گرفتن وجهى آزاد مي­كردى.

«وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ» و خداوند توبه‏كنندگان را مى‏بخشد.

ترجمه تفسير مجمع البيان، ج‏23، ص 192

 

 

 

 

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج