اخبار > قَالَ علی (عليه السلام): مَا الْمُجَاهِدُ الشَّهِيدُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَعْظَمَ أَجْراً مِمَّنْ قَدَرَ فَعَفَّ؛ لَكَادَ الْعَفِيفُ أَنْ يَكُونَ مَلَكاً مِنَ الْمَلَائِكَةِ.



 

کد خبر:٤٠١٢٠٠بازدید:427تاریخ درج:چهارشنبه ٦ تير ١٣٩٧

  قَالَ علی (عليه السلام): مَا الْمُجَاهِدُ الشَّهِيدُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَعْظَمَ أَجْراً مِمَّنْ قَدَرَ فَعَفَّ؛ لَكَادَ الْعَفِيفُ أَنْ يَكُونَ مَلَكاً مِنَ الْمَلَائِكَةِ.

شرح حدیث

قَالَ علی (عليه السلام): مَا الْمُجَاهِدُ الشَّهِيدُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَعْظَمَ أَجْراً مِمَّنْ قَدَرَ فَعَفَّ؛ لَكَادَ الْعَفِيفُ أَنْ يَكُونَ مَلَكاً مِنَ الْمَلَائِكَةِ. امام عليه السلام فرمود: مجاهد شهيد راه خدا اجر و پاداشش بيشتر از كسى نيست كه قدرت بر گناه دارد اما خويشتن‏ دارى مى‏ كند، اين فرد عفيف و خويشتن‏ دار نزديك است كه فرشته‏ اى از فرشتگان خدا شود. حکمت 474

 

 

 

همسان شهيدان:
امام علی(عليه السلام) در كلام كوتاهى مقايسه اى ميان مجاهد شهيد و فرد عفيف و پاكدامن كرده و عفيف را كمتر از مجاهد شهيد نمى شمرد، مى فرمايد: «مجاهد شهيد راه خدا اجر و پاداشش بيشتر از كسى نيست كه قدرت بر گناه دارد اما خويشتن دارى مى كند. اين فرد عفيف و خويشتن دار نزديك است كه فرشته اى از فرشتگان خدا شود»; (مَا الُْمجَاهِدُ الشَّهِيدُ فِي سَبِيلِ اللّهِ بِأَعْظَمَ أَجْراً مِمَّنْ قَدَرَ فَعَفَّ: لَكَادَ الْعَفِيفُ أَنْ يَكُونَ مَلَكاً مِنَ الْمَلاَئِكَةِ).
مى دانيم كه مقام شهيدان در اسلام بسيار والاست و مطابق حديث معروف نبوى كه در كتاب شريف كافى آمده است: «فَوْقَ كُلِّ ذِى بِرّ بِرٌّ حَتَّى يُقْتَلَ الرَّجُلُ فِى سَبِيلِ اللَّهِ فَإِذَا قُتِلَ فِى سَبِيلِ اللَّهِ فَلَيْسَ فَوْقَهُ بِرّ; والاتر از هر كار نيكى كار نيك ديگرى وجود دارد تا به شهادت در راه خدا مى رسد كه بالاتر از آن، نيكى ديگرى نيست».
قرآن مجيد و روايات، درباره شهيدان راه خدا و مقام والاى آن ها سخن بسيار گفته اند. با اين حال، امام(عليه السلام) مسأله عفت و پاكدامنى و چشم پوشى از گناه را به هنگامى كه انگيزه هاى شديد آن در وجود انسان زنده مى شود كمتر از شهادت در راه خدا ندانسته است و اين نشان مى دهد كه اسلام براى مسائل اخلاقى مخصوصاً عفت نفس به ويژه در مقابل انگيزه هاى شديد جنسى چه اندازه اهميت قائل است.
امام(عليه السلام) در تأييد اين مطلب و تأكيد بر آن، در پايان اين سخن، عفيف و پاكدامن را همچون فرشته اى از فرشتگان خدا مى شمرد و مى فرمايد: چنين كسى نزديك است به مقام فرشتگان مقرب الهى برسد. بخشى از مقاماتى كه بسيارى از اوليا و انبيا پيدا كرده اند مرهون عفت نفس آن ها بوده است. حضرت يوسف(عليه السلام) گرچه به دليل عفت و پاكدامنى سال ها در زندان به سر برد و رنج هاى فراوانى تحمل كرد اما علاوه بر مقامات معنوى و اخروى، در دنيا سربلند و سرافراز شد و عزيز مصر، آن كشور پهناور و بزرگ گشت.
در حديثى از پيغمبر گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله) مى خوانيم: «مَنْ سَلِمَ مِنْ أُمَّتِى مِنْ أَرْبَعِ خِصَال فَلَهُ الْجَنَّةُ مِنَ الدُّخُولِ فِى الدُّنْيَا وَ اتِّبَاعِ الْهَوَى وَ شَهْوَةِ الْبَطْنِ وَ شَهْوَةِ الْفَرْج; كسى كه از چهارچيز خود را حفظ كند وارد بهشت مى شود، دنياپرستى، هواپرستى، شهوت شكم و شهوت جنسى».[1]
در حديثى از امام باقر(عليه السلام) مى خوانيم: «مَا عُبِدَ اللَّهُ بِشَيْء أَفْضَلَ مِنْ عِفَّةِ بَطْن وَفَرْج; هيچ عبادت الهى اى برتر از اين نيست كه انسان در مقابل شكم پرستى و شهوت پرستى عفيف و پاك بماند».[2]
و در نقطه مقابل عفت و پاكدامنى، پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) مى فرمايد: «أَكْثَرُ مَا تَلِجُ بِهِ أُمَّتِى النَّارَ الاَْجْوَفَان; بيشترين چيزى كه امت مرا گرفتار آتش دوزخ مى كند دو چيز است: شكم و شهوت جنسى».
و اگر درست دقت كنيم مى بينيم كه سرچشمه بسيارى از گناهان كبيره و ظلم ها و ستم ها و خونريزى ها علاقه به اين دو چيز است.
در دنياى امروز به خوبى مى بينيم كه شهوت مال و شهوت جنسى انگيزه بسيارى از حوادث دردناك مى باشد و پرونده هاى جنايات در سايه آن ها رقم مى خورد و به همين دليل جهان خواران براى فريب و خريد وجدان ها از اين دو عامل استفاده مى كنند و بسيارند افراد ظاهراً سالمى كه در اين دو دام گرفتار مى شوند.
همان گونه كه در بحث سند اين كلام حكيمانه گفتيم، كمتر كسى از شارحان نهج البلاغه اين جمله بسيار پرمعنا را جزء كلمات قصار آن حضرت شمرده است و معلوم مى شود در بسيارى از نسخ نهج البلاغه وجود نداشته با اين كه كلامى است بسيار گران بها.[3]

*****
پی نوشت:
[1]. بحارالانوار، ج 68، ص 271، ح 14.
[2]. همان، ص 270، ح 7.
[3]. سند گفتار حكيمانه: مرحوم خطيب در مصادر مى گويد: اكثر نسخه هاى نهج البلاغه اين گفتار حكمت آميز را ذكر نكرده اند ولى در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد آمده و شايد بتوانم در آينده به آن بازگردم (و مداركى را براى آن گردآورى كنم) (مصادر نهج البلاغه، ج 4، ص 320) هر چند ظاهراً موفق به اين كار نشد.

 

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج